جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی رها ـ زنی اومانیست و ایرانی
هر آنچه خوبیست می ستایم

آموزش نفوذ در دلها آموزش نفوذ در دلها
روشهای موثر ایجاد علاقه و اصول برقراری روابط صمیمانه را بیاموزید
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388
باید امید داشت

 

 

 

دیگر بهانه ام نیست!

نه برای ماندن

نه برای پرواز

این صدای آب است؟

تو سراب ایران!

این ندای مهتاب؟

توی ظلمت شب!

ای خدا کجاست آب؟

ای خدا کجاست نور؟

.

.

رها/11/04/88

.

.

پینوشت: باورم نمی شد روزی توی این زندگی اینچنین ناامید باشم! هر قدم که بر می دارم باور نداشته باشم که قدم دیگرم به زمین می نشیند! چقدر تاریکی! رنگی به این سیاهی نمی آید انگار جز...– اما باید دوباره تلاش کرد مگر مهتاب دوباره سر برآورد –مگر آفتاب بدمد...باید امید را زنده نگه داشت حتی با نقش خیال!!!

یکشنبه 7 تیر ماه سال 1388
جعبهء آبرنگم کو؟

 

  

جعبهء آبرنگم کو؟

باید این سیاهی را محو کرد!

کلبه ای کوچک می خواهم

پنجره ای باز

آسمانی روشن

باغچه ای رنگارنگ

پرچین ها کوتاه

حوض نقاشی ام پر از ماهی

جعبهء آبرنگم کو؟

باید این سیاهی را محو کرد!

.

.

رها/7/04/88

.

.

پینوشت: این روزها در تقلای زنده شدنم دوباره! کاش بشود دوباره خودمان را با شعر و نقاشی بفریبیم!

یکشنبه 7 تیر ماه سال 1388
ایستادن رنج دارد!

 

  

نمی توانم بیاستم

پیله بستن رسم پروانه هاست!

برای پرستوها

در قفس ماندن رنج دارد

مرگ دارد

.

رها/۰۷/۰۴/۸۸ 

.

پینوشت: این رنج و درد نشانهء ایستادن نیست. ...رفتن ! پریدن هم رنج دارد!

پنجشنبه 4 تیر ماه سال 1388
از چشم تو

 

  

 

 

دل ما هر چه کشید از تو کشید

هر چه از هر که شنید از تو شنید

گر سیاه است شب و روز دلم

باید از چشم تو ، از چشم تو دید

غنچه از راز تو بو برد ، شکفت

گل گریبان به هوای تو درید

موج اگر دعوی دریا دارد

گردن ناز به نام تو کشید

خواب سنگین ز سر صخره و کوه

رنگ از روی شب تیره پرید

روشن از روی تو چشم و دل روز

صبح از نام تو دم زد که دمید

.

.

قیصر امین پور

.

.

پینوشت : پرتره چشمها از تیم اوبرین از «نگاه آخر ندا»!

دوشنبه 1 تیر ماه سال 1388
پر از دردم..

 

   

نگذرد بر من شبی ، کز داغ روز افزون ننالم

همچو «نی» لبریز دردم ، چون نسوزم ، چون ننالم؟

بر من از بیداد گردون ، صبح شادی، شام غم شد

چه کنم؟ گر صبح و شام از گردش گردون ننالم

.

.

رهی معیری

.

.

پینوشت: این روزها که محبوسم! و محکوم به سکوت! پر از دردم! دیروز...امروز...چه می گذرد در این مرز و بومم؟! ...غمگینم! پر از دردم!

جمعه 29 خرداد ماه سال 1388
مرا از مرگ نترسانید

 

  

 

 

مرا از مرگ نترسانید

پشت این ظلمت شهریست

که خدا می داند

چقدر زیباست

.

.

رها/28/03/88

.

.

پینوشت: دخترک کوچک قلبم این روزها پریشان گیسو و گریان است ...افسوس که باغچهء کوچک خانه مان این روزها در دست نااهلان است..

جمعه 29 خرداد ماه سال 1388
گم شده ام..

 

  

 

 

می گویی چرا دیگر از عشق نمی گویی؟

دیگر از مهربانی و لبخندت خبر نیست؟

افسوس که نمی دانی

من در حادثه ها گم شده ام

.

.

پینوشت : بغض سنگینیست غربت.... 

لطفا در گاه بارهء سیاست از این حادثه ها بخوانید..

سه شنبه 26 خرداد ماه سال 1388
نمایندگی یعنی چه؟!

 

 

می گویند دوستانت را وقت سختی ها باید بشناسی ...این روزها به این می اندیشم که راست گفتند حالاست که ما نیز نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی را بهتر بشناسیم. کسانی را که قبل از انتخابات از نمایندگی خود تعدی کردند و با گرایش خاص سیاسی شان وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شدند * و به گمانشان باید همهء مردم از آنها تبعیت می کردند و درست یک روز بعد از انتخابات نیز در حالی که هنوز تائیدی نبود و گزارش ها و نشانه های اعتراض بود به طور یکجانبه بر این انتخابات صحه گذاشتند.* سخن روز من این است بیائید این روزها دوستانمان را بهتر بشناسیم. بیائید از این افراد که به مجلس فرستادیم بپرسیم که در حالی که در تهران و همهء شهرها آشوب برپاست .دانشجویان و نخبگان ایران در دانشگاه تهران و شریف و اصفهان و شیراز کتک می خورند و جان می بازند...اعتراض ها هر روز بلند تر می شود شما نمایندهء کیستی؟ باید بپرسیم چگونه می توانید در این امانت که بر عهده تان گذاشتیم خیانت کنید؟ مگر نه اینکه قبل از خظ مشی سیاسیتان باید نمایندهء مرز و بومی باشید که شما را بدانجا فرستاد؟ اصلا من هم نمی دانم نمایندگی یعنی چه؟ شما خود بگوئید یعنی چه؟

·              انتقاد من به همهء اکثریت و فراکسیون اقلیت هم هست ...

·       درست یک روز بعد از انتخابات در حالی که زمزمه های انتقاد و اعتراض برخاسته بود و هنوز مراجع قانونی رسیدگی به انتخابات نیز تائیدی بر انتخابات نداشتند اکثریت نمایندگان مجلس بیانیهء حمایت و تبریک به "محمود احمدی نژاد" را صادر کردند. آقای لاریجانی در جایی گفت مجلس نباید وارد مسائل انتخاباتی ریاست جمهوری شود! تناقض تا کجا؟!این یعنی چه؟ باید از ایشان پرسید پس شما نمایندهء چه مسائلی از مردم هستید؟

دوشنبه 25 خرداد ماه سال 1388
کرامات انسانی جوانان ایرانی کجاست؟

 

  

                                                     

               

می خواهم مرثیه بخوانم برای عدالت و انصاف در ایران : این روزها که موجودات جان دار و ذی شعور ایرانی خس و خاشاک * می شوند و زیر باتوم نیروهای ماسک دار که حتی شائبهء بی گانه بودنشان هست کتک می خورند و ناسزا می شنوند...ای وای که چگونه است که من برای خس و خاشاک شعر می سرایم و عشق می ورزم ، اما اینک زبانم قاصر از بیان عشق و مهرم به جوانان ایرانیست...افسوس بر من که اینچنین حقیر شده ام...ای جوانان ایرانی که احساسات پاکتان چنین می رود که کدر شود ،گوش دارید مولایمان علی در نامه ای به مالک اشتر می گوید:

نفس را خواه ناخواه ، به پیمودن راه حق و انصاف وادار. دل سراپردهء محبت تودهء مردم کن، بر آنان مهرورز و با آنان نرم باش.مباد که که چون درندهء شکار افکن به خون ریختن آنان پردازی ، چه آنان بر دو گروهند: یا در دین با تو برادرند یا در آفرینش با تو برابر، اما از آنان لغزش سر می زند و بیماری های روانی بر آنان عارض می گردد و خواه ناخواه به ناروا دست می زنند.پس آن سان که دوست می داری خدای بر تو ببخشد و از گناهت در گذرد تو نیز بر آنان ببخشای و از خطاهایشان در گذر ، چه تو زبردست و سرپرست آنانی و آن کس که ترا بر آنان فرمانروائی داد زبردست توست.و خدای جهان که ترا به تدبیر مصالح آنان گماشت و بدین گونه در معرض آزمایش در آورد زبردست تر اوست...

* احمدی در سخنرانیش به جوانان ایرانی گفت : تعدادی خس و خاشاک...در حالی که امام علی (ع) در نامه ای به اسود بن قطبه سپهسالار حلوان می گوید: فرمانروا اگر از هوسهای خویش پیروی کند بسیار شوذ که از راه عدل بگردد.پس باید که کار مردم در حقوقی که دارند در چشم تو یکسان باشد...

یکشنبه 24 خرداد ماه سال 1388
از اخلاق انسانی و اسلامی تا....

 

 

امروز احمدی و طرفدارانش در میدان ولیعصر بخوانید در جایی که یک ماه جوانان سبز شادی می کردند! بخوانید جایی که دیروز خون جوانان سبز ریخته شد! شادی می کنند! * چگونه باید گفت این شادی بر آنها گوارا باد در حالی که نشانه های غرور ، غفلت و تحریک احساسات و عواطف انسانی در این شادی بیش از هر چیزی نمایان است. ای دوستان طرفدار احمدی قدری با احساسات پاک انسانی این جملات را بخوانید ! قدری با احساسات پاک انسانیتان به این شادی و پایکوبی بنگرید! مگر نه اینکه هنوز زمان رسمی شدن این انتقال قدرت نرسیده است! پس این شادی واقعا یعنی چه؟ البته که بر حسودان شادکامی هر انسانی لعنت! اما آیا انسانیست که به اندوه و حسرت دیگران بخندی! *

از علمای اخلاق همواره آمده است : هر کس که مسیر دنیوی و یا حتی اخروی خویش را صحیح و سالم پندارد ، از صاحبان غرور به شمار می آید و خداوند می فرماید : مبادا که زندگانی دنیا شما را مغرور سازد و مبادا به عفو خداوند مغرورتان گرداند.(سورهء حدید آیهء 14)

آمده است که وقتی امام علی به ضرب شمشیر ابن ملجم ضرب دید در اولین خواب کوتاهش حضرت رسول (ص) را به خواب دید ، به حضرت رسول گفت : ای فرستادهء خدا! از ناراستی و دشمنی ، چها که از امت تو ندیدم. آنگاه حضرت رسول فرمود : ای علی مرایشان را نفرین گوی ، حضرت علی گفت : خداوندا به جای ایشان مردم بهتر نصیب من فرماید و به جای من بدترین مردم را بر آنان بگمارد...

اینک نیز شایسته نیست جوانان سبز ایرانی خود را تباه مردمانی کنند که به نیرنگ فریفته شدند . بر خاک خدا سجده می زنیم و از خدا می خواهیم خنده های کسانی را بر خون و دلسوختگی جوانان ایرانی می خندند به گریه و خشم بدل کند و زندگی کسانی را که سهم عدالتشان بر پایهء حق خوری و خون این جوانان بنا می شود از بنا ویران کند.

·    تصور کنید شکارچی را که آهویی را شکار می کند و با افتخار در حالی که پایش را روی گلوی زخمی حیوان نحیف و جان باخته می گذارد عکس یادگاری می گیرد..

·    این روزها به صحرای کربلا می اندیشم و به آنچه بر اهل بیت حسین رفت...به زینب که سر برادر را بر نیزه دید به رقیه که سر پدر را مقابلش گذاشتند..

·    مگر چه شد مگر نه اینکه علی (ع) که بر حکومت محق تر بود سالها کنار نشست و...بگذار قدرت در دست تشنگان قدرت باشد شاید اینگونه جوانان ایرانی که سر در گریبان غم می کنند جان سالم به در برند... 

فقط قدری از گرایشات سیاسیتان فاصله بگیرید و با احساسات پاک انسانی بخوانید و تامل کنید..